سفیر خور

یک محله با صلابت/ حال و هوای محله و منزل شهید حججی

کدخبر: 46671
مرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ساعت ۰۸:۱۸

به گزارش سفیرخور  آرام در گوشه سمت راست یکی از خیابان های شهرک آزادگان نجف آباد حرکت می کنیم تا به منزل شهید نزدیک شویم؛ روبروی یکی از کوچه ها، بنری بلند نصب شده و تصویر زیبای شهید را نشان می دهد و در کنار آن، در ورودی کوچه پرچم یاحسین است که این اطمینان را به همه می دهد که خانه شهید محسن حججی در این کوچه قرار دارد.

آرام وارد کوچه می شویم، فضای کوچه انسان را می گیرد، ابهت و صلابت شهید بر روی محله او نیز تاثیر گذاشته و احساس خاصی بین غم و غرور در فضا احساس می شود.

به انتهای کوچه که نزدیک می شویم، حجم بنرهای تبریک و تسلیت افزایش پیدا می کند و در سمت چپ خانه ای کوچک با دری باز و حضور کثیر مردم مشاهده می شود که مشخص است؛ منزل شهید است.

حجله شهادت شهید پای درب خانه نصب شده و لبخند او در میان آن پارچه های قرمز نشانه شهادت خودنمایی می کند، پس از این که شروع به عکس گرفتن از این فضا می کنی، یکی از اهالی محل نزدیک  شده و با تو سلام و احوال پرسی می کند. درباره شهید و اخلاقیات او از او سوال می کنی و این گونه پاسخ می دهد:

«شهید حججی را نشناختیم، او را نشناختیم و اکنون حسرت نبودن او را می خوریم؛ بسیار خوش برخورد و مهربان بود، با همه به خوبی رفتار می کرد و همه محل او را قبول داشتند، چه شب ها و عصرهایی که در همین گوشه کوچه فرش پهن نمی کردیم و در کنار هم نمی نشتیم؛ گنجی نفته بود که او را نشناختیم.»

یکی دیگر از همسایه ها می گوید: شهید بسیار بزرگوار بود و حیف شد از بین ما رفت.

او که مشخص است نمی خواهد بغضش مشخص شود، با صدایی گرفته ادامه می دهد: آقا محسن بسیار مردم دار بود و هوای مردم را داشت؛ متاسفانه ما او را نشناختیم.

وارد منزل می شوی و به اعضای خانواده تسلیت می گویی و یک گوشه می نشینی، تا سایر اعضای خانواده از ویژگی های اخلاقی او برایت بگویند؛ همه در یک جمله مشترک هستند و می گویند که او را نشناخته اند.

شاید این قدر اتفاق نظر در ابتدا تعجب برانگیز باشد، اما وقتی به دورن خودت برمی گردی، متوجه می شوی که شهدا را فقط خود شهدا درک کردند.