یادداشت

مسئله اطاعت؛ از صدر اسلام تا دوران معاصر

ما هر روز امتحان می شویم تا در آزمون سخت اطاعت از امام و رهبرمان، مرد از نامرد مشخص شود و این را باید بدانیم که تنها آنانی که مردانه زیسته اند مردانه هم می میرند.

سفیرخور از آن روزی که آیه شریفه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم بر قلب پیامبر اعظم نازل شد، سخترین آزمایش الهی نیز آغاز شد تا مسلمانانی که گفته بودند ما مومن شدیم و خداوند فرموده بود که نه، شما تازه در اول راه مسلمانی هستید و برای مومن شدن باید از گردنه های سخت و پیچیده ای بگذرید، خود را در وادی ای بیابند که وادی اطاعت نام داشت.

هر مسلمانی برای مومن شدن و بعد صعود به قلل رفیع ایمان باید در امتحانات سنگین اطاعت پیروز گردد و الا از ادامه راه باز می ماند. شایان توجه اینکه تنها صعود کنندگان به قله اطاعت هستند که به درد دین خدا می خورند و می توان در سخت ترین شرایط رویشان حساب باز کرد.

اما قرار نیست این مسئله به این راحتی ها هم که فکر می کنید باشد. در ادامه توجه شما را به ذکر چند نمونه تاریخی در تاریخ اسلام جلب می کنم که از قضا این نمونه ها برای ما که تاریخ را می خوانیم بسیار ناراحت کننده است.

هنوز اسلام در آغازین مسیر بود که در اثر عدم اطاعت و به جهت جمع آوری غنایم دستور رسول خدا مبنی عدم ترک تنگه احد تحت هیچ شرایطی بر زمین ماند و جنگ پیروز، توسط مسلمانان دنیا طلب به شکست مبدل گشت و نتیجه اش شد آن که جان پیامبر خدا مورد تهدید جدی واقع شد و فرمانده سپاه اسلام حضرت حمزه سید الشهداء نیز به شهادت رسید.

قضیه به اینجا ختم نشد. سالها بعد افرادی که به عنوان اصحاب و بستگان رسول خدا شناخته می شدند پیامبر عزیزشان را بدون غسل و کفن رها کرده و در سقیفه بیعت دو ماه و چند روز قبل خود با امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام را شکستند و به فکر دنیا دوستی خود افتادند و آن ماجراهای تلخ را پدید آوردند. کار به اینجا ختم نشد و اشباح الرجال بی غیرت پشت امام خود را بعد از ۲۵ سال خار در چشم و استخوان در گلو بودن، خالی کردند و در جدال صفین که نبرد نهایی حق و باطل بود، زمانی که تنها ده ضربه باقی مانده بود تا سر کفر و نفاق از تن جدا شود، در عین نا باوری شمشیر های یاران اسلام علیه امام خود بالا رفت آن هم به خاطر ورق پاره هایی که یاران شیطان به اسم قرآن در آخرین لحظات در برابر قرآن ناطق بالا برده بردند تا بسنجند عمق اعتقادی یاران اسلام را و افسوس از فرجام این سنجش که ظاهر الصلاحی که از شدت نماز خواندن، سجده گاهش پینه می بست و مردم از شنیدن صوت قرائت قرآنش مییخکوب می شدند، کرد آنچه را که نباید می کردد و اسدلله الغالب را در محراب نماز به شهادت رساند تا بی وجودان عالم زبان خود را دراز کنند که مگر علی علیه السلام هم نماز می خواند!؟

همین کار را سرداران سپاه امام حسن مجتبی کردند و او را به مشتی درهم و دینار فروختند و او را تنهاترین سردار کردند تا در کنج تنهایی خود توسط همسر خود به شهادت برسد.

کار بالا گرفت تا جایی که به قولی هجده هزار و به قولی سی هزار نامه و امضا و التماس به سوی حضرت سیدالشهداء حسین بن علی علیه السلام روانه شد که آقا بیایید که ما فقط شما را کم داریم اما وقتی امام به سوی آنها سفر حج خود را نیمه تمام گذاشت و با اهل بیت خود به سوی آنان ره سپار شد، و در همین اوضاع و احوال، پسر مرجانه ملعون به فرمان پسر هند جگرخوار لعنتی، مامور شد تا شمیشر را برگلوی کوفیان نهد و سکه های طلا را به زیر پایشان، تا انتخاب کنند بین این دو را، و در کمال نا باوری آنان طلا را پسندیدند و باز امام خود را تنها گذاشتند.

این قصه پر غصه ادامه یافت تا دوزادهمین نور ولایت خدا، که خداون چشمان انسان را از دیدن امام خود محروم ساخت تا مودب به آداب ادب در برابر امام خود شوند.

هزار و اندی سال گذشت تا دوباره مردم مهیای امتحان گردند اما اینبار به جای امام خود، باید از نایب امام خود فرمان می برند و این امتحان سخت تر بود چرا که آنانی که امام خود را دیده بودند، او را تنها گذاشتند حال چطور این مردمان تحت فرمان نایب او باشند؟ اما اینبار اراده خدای تعالی و مجاهدت مردم ایران نگذاشت تا ولایت تنها بماند، شهید دادند تا حکومت الله بارور شود و زمینه ساز ظهور آخرین بازمانده نور ولایت اللهی شوند.

حال امروز موقع امتحان ما رسیده است که این نظام اسلامی را که به نام اسلام ناب محمدی تشکیل شده است و با اطاعت از ولایت و مجاهدت مجاهدان فی سبیل الله به اینجا رسیده است که علی رغم مانع تراشی ها و هجمه های سنگین چند بعدی دشمن، در بسیاری از فناوری های فوق پیشرفته، جز چند کشور اول جهان هستیم و به عنوان الگویی برای مستضعفین عالم تبدیل شده ایم، شیاطین جن و انس خود را در ورطه هلاکت و نابودی می بینند و طبیعی است که دست و پا بزنند برای متوقف کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بنابراین سعی می کنند با رخنه بر عقاید و سپس انجام عملیات های نرم اقتصادی – فرهنگی،‌ مردم و مخصوصا مسئولان را دچار خطای محاسباتی کنند که مثلا با لبخند و قدم زدن و دست دادن و اعمالی که بوی تنش زدایی با شیطان عظیم می هد، مشکل حل شود غافل از آنکه خدا فرمود یهود و نصاری از شما راضی نمی شوند تا وقتی که تحت امر آنان درآیید و از آنان پیروی کنید. گناه ما از نظر آمریکا و استکبار این است ما با انقلاب اسلامی فریاد زدیم که می خواهیم تحت شریعت مقدس اسلام مستقل و آزاده باشیم و آمریکا را زیر پا بگذاریم.

انقلاب اسلامی به ما آموخت که ابر قدرت فقط خداست، همان خدایی که ما را در برابر تهاجم همه جانبه جهانی پنجاه و شش کشور پیروز ساخت و اجازه نداد بعد از ده سال دفاع مقدس حتی یک وجب از خاک کشور اسلامی به دست دشمن بیفتد، همان خدایی که ما را تا الان سیر نگه داشته، ‌همان خدایی که ما را در منطقه جنگ زده و نا امن غرب آسیا و حتی جهان، ایمن نگه داشته، می تواند ما را به اوج کمالات مادی و معنوی برساند فقط باید به وعده خدا ایمان داشته باشیم و برای رسیدن به آرمان هایمان با اطاعت از ولی امر، مجاهدت کنیم.

در ادامه توجه شما را جلب می کنم به برجام به عنوان نمونه اخیر صداقت آمریکایی. آن موقعی که گفتند بگذارید ما با آمریکا مذاکره کنیم، ما بلدیم که چگونه او را راضی کنیم، و آن روزی که امام خامنه ای فرمود من مخالف مذاکره با آمریکا بودم اما اصرار مسئولان  وقت و همچنین برای روشن شدن مردم و مسئولین، اجازه دادم، آن روز که فرمود مذاکره با آمریکا به جایی نمی رسد باز مسئولین همچون کودکان لجباز باد به قب قب انداختند و گفتند ما می توانیم آمریکا را راضی کنیم!! آمدند و گفتند ما می خواهیم چرخ سانتریفیوژ بچرخد چرخ زندگی مردم هم بچرخد، آن روز که برجام را با همه فراز و نشیب هایش پیگیری کردند و ظرف چند دقیقه ناقابل در مجلس تصویب کردند، آن روز که غنی سازی ۲۰ درصد را تعطیل کردند، آن روز که قلب راکتور اراک را بتن ریزی کردند،‌ آن روز که علی رغم شروط ۹گانه پذیرش برجام توسط امام خامنه ای ضمانت کتبی و رسمی را از گرگ نگرفتند و شروع کردند به برچیدن هزاران سانتریفیوژ، آن روزی که باز به فرموده رهبر در شروط برجام عمل نکردند و چندین تن مواد غنی شده را یکجا از کشور خارج کردند، آن موقعی که قلب مردم را به برداشتن تحریم ها توسط شیطان بزرگ آمریکا امیداوار کردند و دیوار تحریم ها را ترک خورده نامیدند،‌ به فریادهای این رهبر مظلوم و مقتدر گوش نمی دادیم که فرمود مشکل آمریکا با انرژی هسته ای نیست،‌ با ماهیت انقلاب اسلامی که با مستکبران عالم پنجه در پنجه افکنده است و باز می فرمود گیریم اگر مسئله هسته ای آن طور که دشمن می خواهد پیش رفت، ‌به همین اکفتا نمی کنند و بعد به سراغ حمایت ایران از حزب الله، فلسطین و گروه های مقاومت می روند و بعد به سراغ موشک ها و بعد و بعد و بعد، اما کو گوش شنوا تا کار رسید به جایی که در دوران پسا برجام، همین آمریکای قابل احترام دو میلیارد دلار پول بلوکه شده ما را به بهانه واهی با وقاحت تمام غارت می کند و آقایان فقط پیام های مجازی می دهند و مجازا به دشمن فشار می آورند و همچنان به دنبال التماس به کد خدا هستند.

و البته جیب برخی نورچشمی ها با حقوق های به اصطلاح نجومی پر پول می شود و ما نمی دانیم خزانه ای که خالی بود چطور اینگونه جیب مشتی تکنوکرات و لیبرال را پر پول می کند و خداست که داد مستضعفان را خواهد گرفت. همین چند وقت پیش بود که برنامه موشکی ایران تهدید برای جهان نامیده شد و ملت ایران برای داشتن موشک برای دفاع از خود شایسته تحریم!؛ همین چند روز قبل بود که مسئول بلند پایه آمریکا گفت که ایران برای مراوده پولی و مالی خود باید از حمایت از حزب الله دست بردارد! و همین چند روز پیش بود که حضرت آقا در دیدار رمضانی با مسئولین که برخی شان در بوق کردند بودند که برجام و ما ادراک ما برجام، فرمودند ما به همه تعهداتمان عمل کردیم اما طرف مقابل بد عهدی کرد و تحریم ها در عمل برنداشت و فرمود که اگر آنان برجام را پاره کنند ما آن را آتش می زنیم و این چه سند افتخاری است که لیاقتش آتش زدن باشد؟!!

این روزها نیز می گذرد و پیش بینی های رهبر و امامان درست مثل همیشه درست از آب در می آید و صفحه تاریخ ثبت می کند که ما در قبال نایب امام زمانمان چه کردیم؟!!! و وای بر ما که اگر دستورات و سخنان و اشارات رهبر عزیزمان را بشنویم و انگار که نه انگار.

کجایند شهدا که می گفتند می رویم تا خط امام بماند، می گفتند ما که رفتیم اما یقه تان را می گیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید، آیا اصلا شنیدیم صدای غواصان شهید دست بسته کربلای چهار که در اوج مذاکرات هسته ای در خیابان های تهران فریاد می زدند ما سند جنایت آمریکایی هستیم  و شما با شیطان بزرگ، آمریکا، در حال خوش و بش هستید؟! و عده از مسئولین هم به فکر انداختن عکس یادگاری بودند!

کلام آخر این که دشمن می خواهد با نفوذ نرم خود، ما را کوفی مسلک بار بیاورد، درگیر دنیایمان کند، درگیر تجملات دنیا،‌درگیر ماشین آخرین سیستم، ساید بای ساید، فرش ابریشم، پر قو، پنت هووس و… و هنگامی که خوب در دنیا غوطه زدیم بیاید و ما را رام خود سازد و خدای ناکرده چشم باز کنیم و ببینیم که ناله های ندبه های جمعه ما چیزی بیش از لغلغه زبان نبوده و امام خود را تنها به مشتی دلار فروخته ایم!!!

ما هر روز امتحان می شویم تا در آزمون سخت اطاعت از امام و رهبرمان، مرد از نامرد مشخص شود و این را باید بدانیم که تنها آنانی که مردانه زیسته اند مردانه هم می میرند.

صاحب نیوز

Go to TOP