منطق علی اکبر منطق اسلام/ کسانی که از خدا نمی ترسند از هر کدخدایی می ترسند

علی اکبر(علیه السلام) معادله ساده ای را به نمایش گذاشته است و وظیفه شیعیان را تا قیامت تبیین کرده است.میوه ایمان راستین بصیرت و حمیت است کسی که برحق است چه نیازی دارد که دست درازی به دشمن کند و چشم امید به دشمن بدوزد. منطق علی اکبر(علیه السلام) منطق اسلام است. که در برابر دشمن دین خدا از هیچ امری واهمه ندارد.

سفیرخور: سید محمد حسین اخوان/ در تقویم روز میلاد حضرت علی اکبر(علیه السلام) به نام روز جوان ثبت شده است روزی که بزرگانی چون مقام معظم رهبری آن را مهم می دانند و جوانان را به الگوگیری از شخصیت حضرت علی اکبر(علیه السلام) دعوت می کنند. براستی کدام بعد از شخصیت دردانه ی اباعبدالله هست اگر جوانان به ایشان تاسی کنند راه صواب را خواهند رفت؟

اگر بخواهیم آن اندک اطلاعات تاریخی که در مورد این بزرگوار نقل شده است را برآورد کنیم دو بعد شخصیت جوان امام حسین (علیه السلام) را ممتاز می کند: یکی عبارتست از ایمان اعلی و دومی انقلابی گری و مجاهد بودن.

نقل است گاهی که امام حسین (علیه السلام) برای نماز جماعت نمی توانستند به مسجد بروند حضرت علی اکبر(علیه السلام) را به جای خودشان می فرستاند که این خود بیانگر اعتماد و جایگاه ویژه ای است که علاوه بر پدر، مردم هم او را قبول دارند و به او اقتدا و مراجعه می کنند.

این فضیلت خود بیانگر جایگاه ایمانی حضرت است. کسی که مومن است باید دین خود را به شایستگی عمل کند و در مسائل آن بصیرت داشته باشد.

از حرف ها و رجزها و سلوک علی اکبر (علیه السلام) ایمان و تقوا و ولایت مداری موج می زند. رابطه پدر و پسری را کنار می زند و به پدر به مثابه امام زمان خویش نگاه می کند. کسی که در روایت است شبیه ترین افراد به رسول خداست. مشخص است که چه جایگاهی از جهات معنوی خواهد داشت. کسی که در لحظه شهادت خبر می دهد الان به دست جدم رسول خدا سیراب گشتم خبر از مقام ویژه اش می دهد.

می گویند روزی معاویه دوستان خود را جمع کرد و پرسید به نظر شما بعد از من چه کسی به خلافت مناسب تر است؟ هر کس به مبالغه و چاپلوسی چیزی گفت. و معاویه همه را رد کرد و گفت علی اکبر حسین(علیه السلام). مقام ایشان را حتی دشمنان هم واقف بودند. حتی اخباری را از جدش امیرالمومنین (علیه السلام) نقل کرده است. این بعد ایمان و ولایت مداری و تقوا که مسجل شد.

و به راستی جوانی که چنین ادعا کرده است در جوانی پاک بودن کاری دشوار است می تواند هیجان های خود را همسو با علی اکبر (علیه السلام) قرار دهد و ایمان خود را با او تنظیم کند. که امام حسین(علیه السلام) در لحظه وداع حرم با علی فرمودند رهایش کنید علی را او غرق ذات الهی است. کسی که خدا را یافته است. و در آخرین لحظات عمر خود خدا نوشی می کند.

بعد دیگر مساله شجاعت، مجاهدت و انقلابی گری علی اکبر(علیه السلام) می باشد. که این بعد بیشتر در تاریخ از ایشان روایت و شاخص شده است. کسی که رجزهای حماسی علیه دشمن خدا می خواند و در برابر دشمن خدا خم به ابرو نمی آورد.

علی اکبر(علیه السلام) معادله ساده ای را به نمایش گذاشته است و وظیفه شیعیان را تا قیامت تبیین کرده است. آن لحظه که می پرسد پدر ما بر حق هستیم یا نه؟ و پدر جواب می دهد آری. جواب علی اکبر بسیار کلیدی است پدرجان پس حال که بر حقیم بی خیال مرگ.

کسی که برحق است چه نیازی دارد که دست درازی به دشمن کند و چشم امید به دشمن بدوزد. منطق علی اکبر(علیه السلام) منطق اسلام است. که در برابر دشمن دین خدا از هیچ امری واهمه ندارد. ضمن آنکه این دشمن با جنس مردم روم آن موقع و کفار فرق دارند بلکه کسانی هستند که نماز می خوانند و روزه می گیرند و از رسول خدا استمداد می جویند چنین کسانی اگر مسیر ولایت را اشتباه می روند علی ازشان نمی ترسد.

نه از جان خود و نه از جوانی و سرمایه عمر خود. هیچ استدلالی هم نمی آورد که من بمانم و نجنگم تا بعد از پدر مسیر را ادامه دهم. علی نمی ترسد. چرا که تنها از خدا می ترسد و به امداد الهی ایمان دارد. کسانی که از خدا نمی ترسند از هر کدخدایی می ترسند.

و حاضرند زانو بزنند که باشند. علی اکبر(علیه السلام) به ما آموخت حتی اگر مسیر جزء شهید شدن نمی بینی پای دین خدا و امام زمان خود بایست و او را تنها نگذار. که البته این شجاعت و حماسه سازی ناشی از ایمان علی اکبر (علیه السلام) می باشد. میوه ایمان راستین بصیرت و حمیت است.

جوان امروز هم در بقای حیات نسل خود به عنوان یک جوان اثرگذار و فعال می تواند با تاسی به حضرت مسیر را بهتر بیابد و راه را از بیراهه ها تمییز دهد.

انتهای پیام/ی

صاحب نیوز

Go to TOP