شاعر: هادی علیخانی

کلیپ / درس سروری

شعر درس سروری، سروده آقای هادی علیخانی یکی از شعرای شهرستان خوروبیابانک با موضوع فلسطین

هان مسلمانا زچه افسرده ای
زنده سازی تو، نبینم مرده ای
تا به کی باید نشست و صبر کرد
صبر بر این صحنه های زجر کرد
تا به کی باید چنین آرام بود
زهر در کام و عدو را رام بود
تا به کی بر شطّ خون باید نشست
خصممان این دستها خواهد شکست
تا به کی این ناله های مادران
بشنویم و نشنویم از گوش جان
کفته ی آنکس که فرمودست او
خصم ظالم باش و جائر را عدو
تا به کی باید به دونان باج داد
این سر آدمکشان را تاج داد
تا به کی باید به فرمان یزید
سینه های پاک خوبان را درید
تا به کی باید فلسطین جان دهد
لاله های سرخ خود ارزان دهد
تا به کی این بت گران بت فروش
تا به کی این خائنان و ما خموش
تا به کی باید به گردن بند داشت
تا به کی باید به لب لخند داشت
تا به کی در دام این صدامیان
تا به کی اسلام این وهابیان
تا به کی این نا مبارک مردکان
این شریک دزد و یار کاروان
تا به کی این روبهان پُر حِیَل
تا به کی این شرق و این غرب دَغَل
بهر ما تکلیف ها روشن کنند
در پناه ما به تن جوشن کنند
هست آن اندیشه هاشان با خلل
هست نام دامشان بین الملل
پس بیا و چشم ها بگشای دوست
تا برون آریم مغزی را زپوست
آنکه ما را رهبری شایسته است
آن کلام حق بُوَد که گفته است
مومنین را یوغ حکم کافرین
گرمسلمانی تو، بر گردن مبین
شارع دین عبد پاک حق بود
رهبر ما، رهبری او را سزد
او به ما آموخت درس سروری
کردمان از بربریت او بَری
او بتان را با حدیث لا شکست
او به دل ها نقش الاالله بست
او ابوجهل زمان را خوار کرد
همنشینش در جهنم نار کرد
او به کسری و به قیصر ره نمود
او هدایت بود در هرجا که بود
قائد ما آن شه دشمن شکن
آنگه جوشن داشت یکرو در بدن
مقتدای ما علی و ما مرید
باید اکنون رایت او را گزید
باید اکنون ذوالفقار او گرفت
ساخت باید خیبری دیگر شگفت
باید اکنون چون علی برخصم تاخت
بود باید چو حسین کو جان بباخت
این بود راه نجات مسلمین
نی که دل بنیدم بر مستکبرین
گفت با ما پیر راحل، مومنان
گر که برگیرند از خرد و کلان
هریکی ظرفی ز آب و آن روان
سوی اسرائیل سازند این زمان
دشمن مستضعفان گردد زبون
کودک مظلوم برخیزد زخون
خالقا مستضعفان در انتظار
مهدی موعود از پرده برآر
شاعر: هادی علیخانی

Go to TOP